دونالد ترامپ سال جدید میلادی را در کنار نتانیاهو شروع کرد. مردی تحت تعقیب بینالمللی و یکی از بدنامترین رهبران جهان که ورودش به بسیاری از کشورها با خطر بازداشت روبروست. با این حال نزدیکترین متحد و صمیمیترین دوست رئیسجمهور امریکاست.
کابل ۲۴: با این حال نزدیکترین متحد و صمیمیترین دوست رئیسجمهور آمریکاست.این امر صرفاً یک دهنکجی آشکار به دادگاه کیفری بینالمللی و حقوق بشردوستانه نیست، بلکه نشانهای جدی از شخمخوردن نظم لیبرالی پس از جنگ جهانی دوم است.
پس از ۸۰ سال، رهبران دموکراسیهای لیبرال غربی، دوستان و متحدان رئیسجمهور آمریکا و مهمان ویژهٔ کاخ سفید تلقی نمیشوند.
بالعکس ترامپ هیچ فرصتی را برای ستایش از بیبی، پوتین و اردوغان از دست نمیدهد. نخستوزیر مودی و رئیسجمهور شی موقتاً از قلم افتادهاند. اما محتمل است که بهزودی به فهرست افزوده شوند.
کشف این نکته سخت نیست که ترامپ آرزو داشت در لحظات آغازین سال نو، پوتین کنار بیبی مهمان دیگرش باشد.
به احتمال قوی اگر درگیری ایران و اسرائیل نبود، ترامپ به یکی از ستایشگران جدی نظام سیاسی ایران نیز تبدیل و اقتدارگرایی آن را میستود. اشارات گاهوبیگاهش به عظمت و بزرگی محتوم ایران، به نوعی کاشف منویات او در این باره است.
ترامپ به عنوان یک نو انزواگرا در غیاب مخاصمهٔ ایران و اسرائیل، آماده بود که ایران را به عنوان روسیهٔ خاورمیانه به رسمیت بشناسد.
نقشی که اکنون در درجهٔ اول به اسرائیل و بعداً به ترکیه محول شده است.از این لحاظ به احتمال قریب به یقین سال ۲۰۲۶ نقطهٔ عطفی در تاریخ جهان خواهد بود.
تکلیف دو پروندهٔ مهم سال پیشرو، یعنی ایران و اوکراین تا حد زیادی معین میشود.
اوکراین تحت فشار ترامپ با واگذاری بیست درصد خاکش به روسیه موافقت کردهاست. این نخستین بار در هشتاد سال گذشته است که امریکا به عنوان معمار و مدافع نظم جهانی هوادار تمامیت ارضی کشورها، با تغییر مرزها از طریق زور همراهی میکند.
پروندهٔ دوم ایران است که ترامپ به تشویق بیبی شروطی سخت را فراروی آن قرار دادهاست. شروطی که عملاً مترادف نقض حاکمیت ملی آن است و دست حاکمیت را برای گفتگو دربارهٔ آن میبندد.تقریباً تمام صاحبنظران متفقالقولند که نظم جهانی کنونی به بنبست رسیده و میبایست منتظر زایش نظامی جدید بود.
با این اوصاف میتوان ایران و اوکراین را در زمرهٔ نخستین قربانیان این دگرگونی قرار داد. دو کشور با دو جهتگیری سیاسی متفاوت و چهبسا متضاد؛ ایران متحد شرق و اوکراین تحت حمایت غرب.
اشتباه اوکراین در حساب کردن بیش از اندازه روی اروپا و محاسبهٔ نادرست در مورد جایگاه کنونی آن در سیاست و اقتصاد جهان بود.
ایران هرچند خطای تحلیلی کمتری داشت، اما در نتیجهگیری دقیق نبود. چرا که تا حدی متوجه تحولات پیشگفته و افول اروپا و طلوع چین شده بود. اما اشتباه در اینجا بود که تنزل اهمیت اروپا را به مجموعهٔ غرب: به شمول امریکا و اسرائیل تعمیم داد.
امریکا هنوز بزرگترین اقتصاد دنیا است و دارای قدرتمندترین ارتش هم میباشد. اسرائیل هم سوای فرسایش قدرت نرم، به لحاظ اقتصادی و نظامی نسبت به گذشته نیرومندتر شدهاست.
در هنگامهٔ تحول در نظام بینالملل، کشورها باید مراقب باشند در چالهچولههای امنیتی محصول دوران گذار سقوط نکنند. به فرض مثال عراق در سال ۱۹۹۰ در حفرهٔ امنیتی تحول از نظام دوقطبی به نظم تکقطبی افتاد.
مسئله صرفاً تهاتر احتمالی ایران و اوکراین در یک بازی بزرگ شرق و غرب نیست، بلکه تحول کلان در نظام جهانی و تغییر معادلات سیاسی و گرانیگاههای قدرت است. ایران در سال ۲۰۲۶ باید خیلی مراقب باشد.
صلاحالدین خدیو


