نقد دین یا پروژه دین‌ستیزی؟

برای درک دقیق گفت‌وگوها و جریان‌های فکری مربوط به دین در جامعه هزاره، باید از ابتدا تفاوت کلیدی میان «نقد دین» و «دین‌ستیزی» را روشن کرد. نقد دین، فرآیندی عقلانی و ارزیابی‌محور است که در سنت فلسفی، به‌ویژه پس از کانت، شناخته می‌شود؛ یعنی تأمل و سنجش مدعیات یک دین، بدون آن‌که لزوماً به نفی کامل آن بینجامد.

کابل ۲۴: در نقطه مقابل، دین‌ستیزی حالتی خصمانه، از پیش‌تعیین‌شده و کنش‌محور دارد که هدفش نه بررسی، بلکه حذف و طرد پدیده دین است. این تفاوت بنیادی را می‌توان به تمایز میان «بررسی یک کتاب» و «آتش زدن آن کتاب» تشبیه کرد.

بسیاری از نقدهای دینی در طول تاریخ، به‌ویژه در سنت اسلامی، ماهیت دین‌ستیزانه نداشته‌اند. برای مثال، زمانی که ابن‌حزم اندلسی به نقد متن کتاب مقدس مسیحیان می‌پرداخت، او یک مسلمان معتقد بود که هدفش تقویت استدلال‌های خود در دفاع از اسلام بود، نه نابودی اصل دینداری. به همین ترتیب، مصلحان درون ادیان همواره با نقد خرافات یا تفسیرهای نادرست، در پی پالایش و نیرومندسازی دین خود بوده‌اند.

در مواجهه با گفتمان‌های معاصر، شناسایی نشانه‌هایی که مرز میان نقد و ستیز را مشخص می‌کنند، امری ضروری است. رویکردی که با زبانی غیرمحترمانه به توصیف ویژگی‌های فیزیکی یا شخصیتیِ شخصیت‌های محوری یک سنت دینی می‌پردازد و سپس، در برابر اعتراض دیگران، به آنان برچسب‌های کلی و تخریبی می‌زند، غالباً بیانگر یک گفتمان تحریک‌آمیز و غیرعلمی است. چنین روشی از پیش حکم خود را صادر کرده، عرصه استدلال را ترک می‌کند و فضای گفت‌وگو را می‌بندد؛ امری که در تضاد کامل با روحیه نقادی حقیقی قرار دارد. خطر این‌گونه گفتمان‌ها در آن است که می‌توانند باورهای کاذب را در میان نسل جوان شکل دهند و اعتقادات آنان را به حاشیه برانند.

این رفتارها پرسشی جدی را پیش می‌کشند: آیا با یک «نقد درون‌دینی» سازنده روبه‌رو هستیم که می‌کوشد ایمان جامعه را با شرایط نوین منطبق سازد، یا با نشانه‌هایی از یک «دین‌ستیزی برنامه‌ریزی‌شده» مواجه‌ایم که هدفش تضعیف بنیان‌های دینداری و سوق دادن جامعه به سوی بی‌مذهبی است؟ انگیزه‌های محتمل برای چنین رویکردهایی چندوجهی‌اند.

ممکن است برخی جریان‌ها، تحت تأثیر ایدئولوژی‌های سکولار یا مارکسیستی رادیکال، دین را مانعی ساختاری در برابر پیشرفت بدانند. ممکن است این نقدهای تند، واکنشی عصبی به قرائت‌های سیاسیِ خشنی باشد که در گذشته از دین ارائه شده و به محرومیت تاریخی برخی جوامع انجامیده است.

همچنین این احتمال وجود دارد که هدف، ساختن هویتی کاملاً سکولار و گسسته از پیوند تاریخی یک جامعه با میراث دینی آن باشد.

در نهایت، جامعه هزاره، مانند هر جامعه دیندار دیگر در عصر مدرن، با طیفی از رویکردها مواجه است: از نقد درون‌دینی سازنده و بررسی‌های فلسفی بی‌طرفانه گرفته تا دین‌ستیزی تخریبی و ایدئولوژیک.

آنچه این رویکردها را از یکدیگر متمایز می‌کند، روش و نیت نهفته در پس آن‌هاست. نقد اصیل، منصفانه، استدلال‌محور و گشوده به گفت‌وگو و اصلاح است؛ اما دین‌ستیزی با خصومت، تحقیر، برچسب‌زنی و جزمیت همراه است و هدفش نه فهم بهتر، بلکه حذف طرف مقابل است.

تشخیص این تمایز برای جامعه هزاره حیاتی است تا بتواند از یک‌سو در برابر اندیشه‌های سنجش‌گرانه و مفید گشوده باشد و از سوی دیگر، هوشیارانه از افتادن در دام پروژه‌هایی که قصد دارند هویت دینی ریشه‌دار آن را نه از سر نقد، بلکه از سر ستیز تخریب کنند، جلوگیری نماید.

زهرا فروغ

کابل ۲۴ یک خبرگزاری مستقل است، راوی رویدادهای تازه افغانستان و جهان در ۲۴ ساعت شبانه‌روز. کابل ۲۴ در بخش‌ بازتاب‌ خبرهای تازه، تهیه‌ گزارش‌، ارائه تحلیل‌های کارشناسانه و حمایت از حقوق انسانی همه مردم افغانستان به ویژه زنان و اقلیت‌ها، و تقویت‌ و ترویج آزادی‌های اساسی و انسانی فعال خواهد بود.