ظاهرا دور جدید زد و خورد ایران و اسرائیل با ترکیبی از فشار و میانجیگری امریکا تمام شد. اما با یک سوال هنوز بیپاسخ! آیا ایران توانسته معادلهای جدید خلق و ایدهی معروف محور مقاومت موسوم به وحدت جبههها را عملی سازد؟
کابل ۲۴: حملهی موشکی ایران به اسرائیل یک هدف عمده داشت: ایجاد یک معادلهی بازدارندگی جدید بر مبنای همطراز قراردادن ضاحیهی بیروت و تنگهی هرمز در برابر حیفا و تاسیسات صنعتی و نظامی شمال اسرائیل.
در گذشته قبل از رخدادهای ۷ اکتبر ۲۰۲۳ یک معادلهی نانوشته میان حزبالله و اسرائیل برقرار بود.
شمال اسرائیل در برابر جنوب لبنان، حیفا در برابر جنوب بیروت و تلآویو در برابر خود بیروت. در دو سال و نیم گذشته با تضعیف حزبالله ماهیت این معادلات عوض شد. هر چند در گذشته هم کارکردی بدون نقص نداشت و کفهی موازنه به سود اسرائیل سنگینی میکرد.
بر اثر بازسازی نسبی توان رزم حزبالله در ماههای گذشته و اتکای آن به پهپادهای فیبر نوری که رهگیری آن برای اسرائیل دشوار است، این حزب و متحد اصلی آن یعنی ایران در اندیشهی احیای بازدارندگی سابق برآمدند.
پهپادهای فیبر نوری بر مبنای درسی که حزبالله از جنگ اوکراین آموخته، کارایی بینظیری در تهدید ارتش اسرائیل از خود نشان دادهاند.
در مقابل تلآویو مصمم است اجازه ندهد اوضاع به عصر معادلات برگردد و از طریق مجموعهای از فشارهای سیاسی، نظامی و اقتصادی به حزبالله و دولت لبنان، در صدد تضعیف بازگشتناپذیر این حزب است.تاکنون تمام تلاشهای آتشبس در این باره ناکام ماندهاست.
چرا که معادلهی جدیدی که اسرائیل در صدد تحمیل آن است مبتنی بر این فرمول است: ارتش اسرائیل مجاز به ادامهی عملیات و اشغال سرزمینی در جنوب لبنان بدون هیچ محدودیت و فراتر از رود لیطانی است.
اگر حزبالله برای برقراری توازن و ایجاد مانع در برابر پیشروی اسرائیل، مطابق معمول، شهرکهای شمال اسرائیل را هدف قرار دهد، تلآویو مستقیما به ضاحیه حمله میکند.
ملاحظه میکنید که در این معادله اشکلون و جلیل علیا در برابر ضاحیه قرار دارند، نه مانند گذشته شهر مهم و بندری حیفا.
حملهی دیشب و بامداد امروز ایران در واقع برای ترمیم این ناترازی و بازگشت به وضعیت پیشین بود.
اما اسرائیل امروز اعلام کرد که با قدرت به حمله به جنوب لبنان ادامه میدهد و مصونیت ضاحیه را موکول به عدم موشکپراکنی به شمال اسرائیل کرد.این بیانیه، معنایی جز بازگشت به نقطهی اول ندارد. در این صورت ایران ناچار است دوباره موشک بفرستد و حتما اسرائیل هم تلافی خواهد کرد.
البته باید منتظر آینده هم ماند. آیا موشکهای ایران که منجر به تعطیلی موقت برخی امور در اسرائیل شد و دستورات جبههی داخلی را فعال کرد، ادراک استراتژیک اسرائیل را تغییر داده است؟
روشنترین پاسخی که فعلا میتوان داد این است که این مساله هم مانند تنگه در برابر محاصرهی دریایی به یک گره کور جدید تبدیل و به پیچیدگی و وخامت وضع موجود میافزاید. در این باره موضع نهایی آمریکا تعیینکننده است. تنها طرفی که میتواند اسرائیل را تحت فشار قرار دهد.
احتمالا ایران بر همین مبنا و با ملاحظهی نیاز یا اشتیاق ترامپ به توافق موقت به اسرائیل حمله نمود. محاسبهای که معلوم نیست چقدر واقعی است.
صلاحالدین خدیو


