مرکز ناامیدی در مغز کجاست؟ کشف سلول‌هایی که فقط ناکامی را می‌فهمند!

تا به حال پیش آمده بعد از یک شیفت کاری طولانی و خسته‌کننده، با شوقِ خوردن غذای محبوبتان که از دیشب در یخچال مانده به خانه برسید، اما با یک ظرف خالی مواجه شوید؟ (بله، دردناک است!) آن حس سرخوردگی و اُفتِ خلقی که در آن لحظه تجربه می‌کنید، صرفاً یک واکنش احساسیِ زودگذر نیست؛ بلکه دقیقاً در همان ثانیه، گروهِ بسیار خاصی از سلول‌ها در اعماق مغزتان در حال فریاد کشیدن هستند.

کابل ۲۴: در واقع یک پژوهش جدید نشان داده که مغز ما مجهز به یک «کنتور ناامیدی» است؛ سلول‌هایی که وظیفه‌شان فقط و فقط ثبتِ پاداش‌های از دست‌رفته‌است!

کشف تصادفی در تاریک‌ترین نقطه مغز

این شبکه سلولی در ساختاری کوچک و باستانی در عمق مغز به نام هابنولای جانبی (Lateral habenula) قرار دارد. پیش از این می‌دانستیم که این ناحیه هنگام بروز اتفاقات ناخوشایند؛ مثل یک تنبیه ناگهانی یا قطع شدن روند دریافت پاداش، به شدت فعال می‌شود. به همین دلیل، دانشمندان علوم اعصاب، پیش‌تر به آن لقب «مرکز ضدپاداش» مغز را داده بودند.

البته این ناحیه میزبان انواعِ مختلفی از سلول‌های عصبی‌ است و تا پیش از این، وظیفه دقیق هرکدام مشخص نبود. گروهی از پژوهشگران، حین پایش سیگنال‌های مغزی در آزمایشگاه، به‌طور کاملاً تصادفی متوجه شدند وقتی موش‌ها منتظر دریافت یک خوراکی خوشمزه هستند اما در نهایت چیزی نصیبشان نمی‌شود، سیگنال‌های واضحی از این سلول‌های خاص ساطع می‌شود.

«کنتور ناامیدی» چگونه کار می‌کند؟

برای درک بهتر این مکانیسم، تیم تحقیقاتی موش‌های تشنه را آموزش دادند تا با فشار دادن یک دکمه، مقداری آب‌قند دریافت کنند. پس از اینکه این رفتار تبدیل به یک عادت شرطی شد، پژوهشگران گاهی اوقات سیستم را دستکاری کردند؛ به‌طوری‌که حیوان، پاداش کمتری می‌گرفت یا اصلاً چیزی دریافت نمی‌کرد.

سنسورهای متصل به مغز موش‌ها نشان داد که دقیقاً در لحظه دریافت نکردن پاداشِ مورد انتظار، این نورون‌ها به شدت روشن می‌شوند.

سرپرست این مطالعه، این سلول‌ها را به یک «کنتور ناامیدی» تشبیه می‌کند. آن‌ها در زمان دریافت پاداشِ عادی کاملاً خاموش می‌مانند، اما وقتی واقعیت با انتظارات همخوانی نداشته باشد، ناگهان طوفان به پا می‌کنند (دقیقاً مثل وقتی که آخر ماه منتظر پیامک واریز حقوق هستید اما خبری نمی‌شود!).

تفاوت ناامیدی با تهدیدِ واقعی

شاید این پرسش پیش بیاید که آیا این سلول‌ها به هر اتفاق دردناکی واکنش نشان می‌دهند؟ برای یافتن پاسخ، پژوهشگران موش‌ها را در معرض تجربیات ناخوشایندِ فیزیکی قرار دادند:

در سناریوی اول، یک جریان هوای ناگهانی به صورت حیوان دمیده شد.

در سناریوی دوم، محدودیت‌های حرکتی کوتاه‌مدتی برای آن‌ها ایجاد گردید.

در سناریوی سوم، شوک‌های الکتریکی بسیار خفیفی به حیوان وارد شد.

در کمال شگفتی، کنتور ناامیدی در طول تمام این تهدیدهای فیزیکی، کاملاً ساکت و بی‌نوسان ماند! ظاهراً گروه دیگری از نورون‌ها در همان مکانِ آناتومیک، وظیفه صدور آلارم برای «تهدید» را بر عهده داشتند. این تفکیک وظایف بسیار حیاتی است؛ زیرا تفاوت قائل شدن میان یک «پاداش از دست‌رفته» و یک «تهدید واقعی»، دقیقاً همان مکانیسمی است که به حیوانات اجازه می‌دهد تا از اشتباهات خود درس بگیرند.

افقی روشن برای درمان‌های روان‌پزشکی

وظیفه اصلی مغز انسان، این است که مانند یک ماشینِ پیش‌بینی عمل کند و با ثبتِ خطاها، الگوهای آینده را اصلاح نماید (این ویژگی را در ابزارهای هوش مصنوعی هم می‌بینیم که بسیار شبیه مغز انسان عمل می‌کنند).

اما در بسیاری از اختلالات خلقی، چرخ‌دنده‌های این ماشین از کار می‌افتند. به عنوان مثال در اختلال افسردگی، ناحیه هابنولای جانبی تمایل به بیش‌فعالی دارد. داروهای فعلیِ موجود در بازار، مانند یک سیلاب عمل می‌کنند و حجم عظیمی از سلول‌های مرتبط و نامربوط را هدف قرار می‌دهند که طبیعتاً عوارض جانبیِ متعددی (نظیر اختلالات گوارشی یا افت میل جنسی) به همراه دارند.

با شناسایی این سلول‌های اختصاصی، یک نشانگرِ ژنتیکیِ دقیق در اختیار محققان قرار گرفته است که می‌تواند به عنوان یک «هدف درمانیِ اختصاصی» عمل کند.

پزشکان در آینده خواهند توانست به جای سرکوبِ کورکورانه گیرنده‌ها، فقط دستگیره مربوط به این سلول‌های خاص را تنظیم کنند؛ رویکردی که نویدبخشِ درمان‌های ایمن‌تر و دقیق‌تر برای اختلالاتی نظیر افسردگی مقاوم به درمان یا سوءمصرف مواد خواهد بود.

علی‌اصغر هنرمند

کابل ۲۴ یک خبرگزاری مستقل است، راوی رویدادهای تازه افغانستان و جهان در ۲۴ ساعت شبانه‌روز. کابل ۲۴ در بخش‌ بازتاب‌ خبرهای تازه، تهیه‌ گزارش‌، ارائه تحلیل‌های کارشناسانه و حمایت از حقوق انسانی همه مردم افغانستان به ویژه زنان و اقلیت‌ها، و تقویت‌ و ترویج آزادی‌های اساسی و انسانی فعال خواهد بود.