شش ماه پس از آغاز جنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران، در مقام تحلیل این نبرد با جنگهای زیادی در گذشته مقایسه شدهاست. جنگ ویتنام و جنگ ۱۹۵۶ سوئز به صورت مداوم با جنگ اخیر مقایسه میشوند. به نظر میرسد دستکم در مقطع فعلی این رویارویی بیشتر به جنگ داخلی آمریکا در قرن نوزدهم شباهت یافتهاست.
خبرگزاری کابل ۲۴: بیشتر از این منظر که تشدید فشار بر مسیرهای دریایی، گسترش تحریمها و تحریمهای ثانویه و در کنار آن ضربات نظامی مقطعی، تصویری از یک راهبرد مرکب را به نمایش میگذارد که میتوان آن را، دستکم در سطح تحلیلی، با «راهبرد آناکوندا» مقایسه کرد.
طرح آناکوندا در جنگ داخلی امریکا، ابتکار اتحادیه شمال برای شکست تدریجی کنفدراسیون جنوب بود. این طرح صرفاً بر پیروزی در میدان جنگ تکیه نداشت؛ بلکه با محاصره بنادر، قطع ارتباط جنوب با جهان خارج و کنترل رود میسیسیپی، میکوشید توان اقتصادی و ظرفیت ادامه جنگ را بهتدریج فرسوده کند.
امروز نیز به نظر میرسد واشنگتن در پی تلفیق فشار اقتصادی با محدودسازی توان نظامی و دریایی ایران است. تنگه هرمز در این معادله نقشی حیاتی دارد؛ آبراهی که هرچند دقیقاً با رود میسیسیپی قابل مقایسه نیست، اما میتواند در تعیین موازنه جنگ و تحمیل هزینه به اقتصاد جهانی نقشی تعیینکننده داشته باشد.
یکی از مهمترین مزیتهای راهبردی ایران، توانایی آن برای تبدیل هرمز به اهرمی جهت افزایش هزینههای جنگ برای آمریکا و متحدانش بودهاست. هدف واشنگتن این است که این توان را کاهش دهد، مسیرهای دریایی جایگزین را تقویت کند و همزمان فشار اقتصادی بر ایران را افزایش دهد، با این هدف که در یک جنگ فرسایشی دست بالاتری پیدا نماید.
در مقابل، اگر ایران نتواند مانند گذشته از اهرم هرمز استفاده کند و همزمان با تشدید محاصره و فشار اقتصادی مواجه شود، ممکن است برای بازگرداندن موازنه به گزینههای پرهزینهتری روی بیاورد؛ از جمله گسترش دامنه جنگ و تهدید زیرساختهای حیاتی منطقه. چنین وضعیتی میتواند به شکلگیری نوعی «موازنه وحشت» منجر شود که در آن هیچ طرفی قادر نباشد بدون پرداخت هزینههای سنگین، اراده خود را بر دیگری تحمیل کند.
در نهایت، موفقیت یا شکست این راهبرد بیش از هر چیز به تابآوری اقتصادی ایران بستگی دارد. به همین دلیل است که فشار اقتصادی در مرکز راهبرد واشنگتن قرار گرفته و قدرت نظامی نه جایگزین تحریمها، بلکه ابزاری مکمل برای تکمیل یک راهبرد فرسایشی بلندمدت شده است.
اکنون پرسش این است که راهبرد جایگزین ایران در برابر پروژه کریدورسازی در جنوب هرمز و تلاش برای خارج کردن یک اهرم استراتژیک از دست ایران چیست؟
آیا تشدید تحریم و محاصره و تلاش برای خفه کردن اقتصاد ایران نمیتواند تهران را به سمت حرکت به سوی گزینههای پرهزینه نظیر هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی جنوب خلیج فارس براند؟
احتمال دارد ایران به هدف شریک کردن دیگران در رنج تحریم و محاصره در پی خلق موازنه وحشت جدیدی باشد. با این هدف که در بدهبستانهای بعدی روزنهای برای کاهش محاصره و لغو نسبی تحریمها بیابد.
صلاح الدین خدیو

