«ضد کتابخانه» (Anti-library) مفهومی است که با آثار نسیم نیکلاس طالب شهرت یافت. ایده اصلی آن این است که ارزش یک کتابخانه شخصی تنها در کتابهای خواندهشده خلاصه نمیشود، بلکه کتابهای ناخوانده نیز ارزش ویژهای دارند. زیرا هر کتاب ناخوانده نشانهای از چیزی است که هنوز نمیدانیم.
کابل ۲۴: هرچه بیشتر بیاموزیم، بیشتر به گستردگی نادانستههای خود پی میبریم. اگر در قفسههای کتابخانه ما تنها کتابهای خواندهشده وجود داشته باشد، ممکن است بهتدریج دچار این توهم شویم که هر آنچه لازم بوده است را میدانیم. اما حضور کتابهای ناخوانده پیوسته به ما یادآوری میکند که هنوز قلمروهای فراوانی برای آموختن وجود دارد.
همین آگاهی، کنجکاوی ما را زنده نگه میدارد و ما را به مطالعه بیشتر فرامیخواند. از اینرو، افزایش شمار کتابهای ناخوانده صرفاً انباشت بیهدف کتابها نیست، بلکه میتواند بیانگر اشتیاق به دانستن، فروتنی علمی و آگاهی از محدودیتهای دانش ما باشد.
امروز کتاب پدیدارشناسی تجربه اخلاقی اثر موریس ماندلباوم را خریدم، با آنکه امسال فرصتی برای مطالعه آن ندارم. زیرا برنامه مطالعاتی من تا پایان سال به آثار ارنست کاسیرر، جاناتان ایزرائیل و مطالعه فلسفه و تاریخ روشنگری اختصاص یافتهاست.
شاید این کتاب ناخواندهی جدید یک یا دو سال در قفسه کتابخانهام باقی بماند، اما حضور آن همواره به من یادآوری خواهد کرد که هنوز قلمروهای ناشناختهای در فلسفه اخلاق وجود دارد که باید روزی به سراغ آنها بروم. از این منظر، این کتاب بخشی از ضد کتابخانه من است.
پدیدارشناسی تجربه اخلاقی اثر موریس ماندلباوم، از آثار کلاسیک فلسفه اخلاق در قرن بیستم به شمار میرود. ماندلباوم در این کتاب میکوشد اخلاق را نه بر پایه تحلیلهای صرفاً منطقی، روانشناختی یا جامعهشناختی، بلکه بر اساس توصیف دقیق تجربه زیسته اخلاقی بنیان نهد.
او استدلال میکند که انسان در موقعیتهای اخلاقی نوعی «الزام» یا «تکلیفِ احساسشده» را تجربه میکند. الزامی که آن را صرفاً محصول امیال شخصی نمیداند، بلکه آن را همچون مطالبهای عینی و برخاسته از خودِ موقعیت ادراک میکند.
ماندلباوم در این اثر، با بهرهگیری از سنت فلسفه اخلاق بریتانیا، پدیدارشناسی آلمانی و فلسفه تحلیلی، از واقعگرایی اخلاقی و اهمیت تجربه مستقیم اخلاقی در فهم مفاهیمی چون وظیفه، ارزش و فضیلت دفاع میکند. از همین رو، پدیدارشناسی تجربه اخلاقی یکی از آثار تأثیرگذار در پیوند میان پدیدارشناسی و فلسفه تحلیلی اخلاق به شمار میآید که جایگاه بلندی در بحثهای معاصر فلسفه اخلاق دارد.
جمشید مهرپور -کابل

