در سایهٔ تحولات اخیر، احتمالاً اسرائیل خرسندترین بازیگر صحنه است. پس از درگیریهای روزهای گذشته و بهویژه ناکامی آخرین تلاش میانجیگری دربارهٔ تنگهٔ هرمز، چشمانداز حلوفصل نهایی اختلافات ایران و امریکا دورتر از هر زمان دیگری به نظر میرسد.
کابل ۲۴: این وضعیت از چند جهت میتواند به سود اسرائیل باشد. افزون بر پروندهٔ هستهای ایران که همچنان اولویت اصلی تلآویو محسوب میشود، اکنون موضوع تنگهٔ هرمز نیز به یکی از محورهای اختلاف تهران و واشنگتن تبدیل شدهاست.
برخلاف امریکا، کشورهای عربی خلیج فارس، اروپا و اقتصادهای شرق آسیا که از هرگونه اختلال در عبور و مرور از هرمز آسیب میبینند، اسرائیل زیان مستقیم چندانی از این وضعیت متحمل نمیشود؛ هرچند ممکن است از پیامدهای سیاسی و راهبردی آن بهرهمند شود.
پیشنهاد تقسیم تنگه به دو کریدور شمالی و جنوبی، از منظر واشنگتن، سخاوتمندانهترین امتیازی بود که میتوانست در چارچوب مذاکرات مطرح شود. بر پایهٔ این برداشت، امریکا و میانجی عمانی با تفسیری محدود از تفاهمنامهٔ اسلامآباد، نقش ایران در بازگشایی تنگه را به کریدور شمالی و آبهای ساحلی ایران محدود کرده و بخش میانی تنگه و کریدور جنوبی در آبهای عمان را خارج از این چارچوب دانستهاند.
ایران نهتنها این تفسیر را نپذیرفت، بلکه در پاسخ به ضربالاجل دونالد ترامپ، بهجای صدور بیانیه، اقدام نظامی انجام داد و همزمان از تصمیم خود برای بستن تنگهٔ هرمز خبر داد.
اگر این ارزیابی درست باشد، منطق راهبردی این تصمیم روشن است: تنگهٔ هرمز مهمترین اهرم بازدارندگی ایران و مهمترین برگ فشار ژئوپلیتیکی آن به شمار میرود؛ اهرمی که از نگاه تهران، تنها با حفظ کنترل مؤثر بر آن کارکرد بازدارندهٔ خود را حفظ میکند. پیامد طبیعی چنین مسیری، افزایش احتمال بازگشت به رویارویی نظامی است.
از منظر واشنگتن نیز پذیرش تفسیری که کنترل گستردهتر ایران بر ترتیبات تنگه را به رسمیت بشناسد، میتواند بهعنوان یک عقبنشینی راهبردی تلقی شود؛ موضوعی که پذیرش آن آسان نخواهد بود. در چنین شرایطی، اسرائیل را میتوان یکی از منتفعترین بازیگران این بنبست دانست؛ زیرا تداوم تنش، احتمال همسویی بیشتر امریکا با سیاست مهار و تضعیف ایران و ازسرگیری جنگ علیه آن را افزایش میدهد.
با اینحال، به نظر میرسد در مقطع کنونی، ازسرگیری جنگی در ابعاد نبرد چهلروزه، گزینهٔ نخست نباشد. محتملتر آن است که فشارها ابتدا در قالب تشدید محدودیتهای دریایی و افزایش محاصرهٔ عملی بنادر ایران دنبال شود؛ روندی که در صورت تشدید تنشها، میتواند مقدمهای برای ورود دوباره به یک رویارویی گستردهتر باشد.
صلاحالدین خدیو

