محمد اسحاق دار، معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه پاکستان، اعلام کرد که ناکامی سازمان همکاری منطقهای جنوب آسیا (سارک) باعث شده تا اسلامآباد به سمت چارچوبهای همکاری سهجانبه با کشورهای افغانستان، چین و بنگلادیش حرکت کند.
کابل ۲۴: اسحاق دار روز جمعه در کنفرانس فدراسیون حسابداران جنوب آسیا که در شهر لاهور برگزار شد، با اشاره به وضعیت سارک گفت: «متأسفانه این سازمان نتوانسته به فعالیت مؤثر خود ادامه دهد.»
به گفته دار، این ناکامی باعث محدودیت جدی در فرآیند ادغام اقتصادی و همکاریهای منطقهای شده و کشورهای جنوب آسیا را از مزایای تجارت و توسعه مشترک محروم کردهاست.
وزیر خارجه پاکستان تأکید کرد که اسلامآباد اکنون به دنبال ایجاد چارچوبهای جایگزین منطقهای برای تقویت روابط اقتصادی و گسترش تجارت است.
آقای دار از دو قالب سهجانبه مهم نام برد: همکاری چین-پاکستان-افغانستان و چین-پاکستان-بنگلادیش. این ابتکارات به عنوان راهکاری عملی برای دور زدن بنبست سارک و بهرهبرداری از پتانسیلهای موجود مطرح شدهاند.
اسحاق دار با اشاره به موقعیت ژئوپلیتیکی جنوب آسیا افزود که این منطقه با جمعیت نزدیک به دو میلیارد نفر نمیتواند در انزوا بماند. وی هشدار داد که ضعف همکاری بین کشورهای همسایه باعث از دست رفتن فرصتهای اقتصادی عظیمی شدهاست.
به اعتقاد او، تقویت ارتباطات اقتصادی نه تنها به رشد کشورها کمک میکند، بلکه ثبات سیاسی و امنیت منطقه را نیز ارتقا میبخشد.سازمان سارک در سال ۱۹۸۵ با هدف ارتقای ادغام اقتصادی، تجاری، آموزشی و فرهنگی میان هشت کشور جنوب آسیا شامل افغانستان، بنگلادیش، بوتان، هند، مالدیو، نپال، پاکستان و سریلانکا تأسیس شد.
با این حال، در سالهای اخیر به دلیل تنشهای سیاسی فزاینده، بهویژه اختلافات عمیق میان هند و پاکستان، فعالیتهای این سازمان عملاً متوقف شدهاست.
اجلاسهای سارک سالهاست برگزار نشده و تعاملات منطقهای به حداقل رسیده است.این وضعیت، پاکستان را به جستجوی الگوهای همکاری جدید سوق دادهاست.
تمرکز بر همکاریهای سهجانبه با چین به عنوان شریک استراتژیک، میتواند دروازهای برای دسترسی به بازارهای جدید، توسعه زیرساختها و افزایش تجارت باشد.
افغانستان به عنوان همسایه غربی و بنگلادیش به عنوان کشوری با رشد اقتصادی سریع، در این چارچوبها جایگاه ویژهای دارند.
تحلیلگران معتقدند که رویکرد جدید پاکستان نشاندهنده تغییر استراتژی در سیاست خارجی این کشور است؛ از وابستگی به سازوکارهای چندجانبه ناکارآمد به سمت ابتکارات عملی و هدفمند دوجانبه و سهجانبه.
این سیاست میتواند در شرایط فعلی منطقه، که رقابتهای ژئوپلیتیکی در آن شدت گرفته، به نفع اقتصاد پاکستان عمل کند.با این حال، موفقیت این چارچوبهای جدید به اراده سیاسی طرفین، رفع موانع تجاری و ایجاد اعتماد متقابل بستگی دارد.
اگر این همکاریها به ثمر بنشینند، میتوانند الگویی برای سایر کشورهای جنوب آسیا باشند تا از بنبست سارک عبور کنند و به سمت رشد اقتصادی مشترک حرکت کند.


