در حالی که انتخابات میاندورهای امریکا هنوز به پایان نرسیده، نظرسنجیها از احتمال شکست جمهوریخواهان و از دست رفتن اکثریت کنگره حکایت دارند. اگر این پیشبینی محقق شود، دونالد ترامپ با یکی از مهمترین شکستهای سیاسی دوران ریاستجمهوری خود روبهرو خواهد شد. اما پرسش این است که چنین شکستی چه تأثیری بر سیاست خارجی امریکا و بهویژه زمانبندی جنگ احتمالی با ایران خواهد گذاشت؟
خبرگزاری کابل ۲۴: تقریباً هیچکس پاسخ دقیقی برای این پرسش ندارد. با این حال، یک احتمال قابل تأمل وجود دارد: شکست انتخاباتی جمهوریخواهان لزوماً به معنای مهار سیاسی ترامپ و کاهش خطر جنگ نیست. حتی ممکن است در کوتاهمدت، انگیزههای او برای نمایش قدرت و اتخاذ مواضع سختگیرانهتر در برابر ایران را افزایش دهد. ترامپ هیچگاه تنفرش از ۱۳ عقرب و تسخیر سفارت را پنهان نکرده و احتمال استفاده از این مناسبت نمادین برای حمله کم نیست.
از سوی دیگر، مسیر دیپلماسی که با میانجیگری قطر میان تهران و واشنگتن شکل گرفته بود، بار دیگر با بنبست مواجه شده است. در نتیجه، خطر ازسرگیری جنگ بیش از هر زمانی است.
گزارش امروز نیویورکتایمز درباره آمادگی فرماندهی مرکزی امریکا برای حمله به ایران، ابعاد تازهای به این نگرانی بخشیدهاست. مطابق این گزارش، عملیات نظامی میتواند از چهارشنبه، یعنی فردای پایان انتخابات میاندورهای، در زودترین زمان ممکن آغاز شود.
نیویورکتایمز برای توضیح این احتمال به مجموعهای از ملاحظات و الزامات عملیاتی اشاره میکند. یکی از آنها حضور همزمان سه ناو هواپیمابر آمریکایی در منطقه است؛ آرایشی نظامی که ظاهراً قرار نیست برای مدت طولانی حفظ شود، زیرا یکی از ناوها در هفتههای پیش رو باید به بندر اصلی خود بازگردد. عامل دیگر، شرایط طبیعی شبهای بدون مهتاب در اوایل نوامبر است؛ تاریکیای که از منظر نظامی برای انجام عملیات هوایی و حملات شبانه مطلوب تلقی میشود.
در گزارشی دیگر، همین روزنامه به تلاش مقامهای اسرائیلی برای متقاعد کردن آمریکاییها درباره برنامههای احتمالی ایران، از جمله ادعای استفاده از سلاحهای شیمیایی، پرداخته است. اهمیت این موضوع در آن است که چنین اطلاعاتی، در صورت پذیرفته شدن از سوی واشنگتن، میتواند بر محاسبات سیاسی و امنیتی دولت آمریکا تأثیر بگذارد.
مجموع این تحولات، در کنار وضعیت سیاسی نتانیاهو و احتمال شکست جمهوریخواهان در انتخابات کنگره، این فرضیه را مطرح میکند که پنجره زمانی مطلوب برای یک عملیات نظامی جدید محدود است.
عامل دیگری که بر فوریت تصمیمگیری میافزاید، وضعیت تنگه هرمز و بازار انرژی است. تشدید حملات ایران به کشتیهای عبوری و افزایش نگرانیها درباره امنیت انتقال نفت و حاملهای انرژی، هزینه ادامه وضعیت موجود را برای آمریکا و اقتصاد جهانی بالا برده است. در چنین شرایطی، ترامپ با فشارهای فزایندهای برای تعیین تکلیف بحران روبهرو هست. ادامه وضع موجود، بدون دستیابی به توافق یا تغییر محسوس در موازنه قدرت، میتواند به مسئلهای پرهزینهتر تبدیل شود.
با این همه، در داخل دولت ترامپ هنوز درباره مسیر آینده اجماع وجود ندارد. برخی مشاوران او معتقدند ادامه محاصره اقتصادی و تشدید تحریمها میتواند بدون ورود به یک جنگ تازه، حکومت ایران را به عقبنشینی وادار کند. آنها خواهان فرصت بیشتر برای نتیجه دادن فشار اقتصادی هستند. در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که ایران تاکنون توانسته در برابر این فشارها مقاومت کند و نشانه روشنی از فروپاشی یا عقبنشینی اساسی حکومت وجود ندارد. از نگاه این گروه، بدون اقدام نظامی بیشتر نمیتوان به اهداف مورد نظر دست یافت.
نتایج انتخابات امریکا نیز در این میان متغیری پیچیدهاست. از یک سو، از دست رفتن اکثریت کنگره میتواند هزینه سیاسی و نظارتی تصمیمهای نظامی ترامپ را افزایش دهد. از سوی دیگر، شکست انتخاباتی ممکن است او را به نمایش قدرت در عرصه خارجی سوق دهد؛ بهخصوص اگر تصور کند که با یک اقدام نظامی میتواند ابتکار عمل سیاسی و رسانهای را بدست گیرد.
در هر صورت، ساعات و روزهای آینده از اهمیت ویژهای برخوردارند. ترکیب بنبست دیپلماتیک، فشارهای اقتصادی و انرژی، تحرکات نظامی و ملاحظات سیاسی واشنگتن، خاورمیانه را در برابر یکی از حساسترین مقاطع خود از زمان آتشبس قرار داده است.
در نهایت شواهد و قرائن به سود وقوع جنگی دیگر است. هر چند ابعاد آن دقیقا مشخص نیست. آیا یک جنگ کوتاه و شدید زیرساختی خواهد بود یا حملهای محدود به سایتهای هستهای و موشکی و زنجیره فرماندهی با حفظ تحریم و محاصره دریایی؟
صلاح الدین خدیو

