به گزارش اکسیوس، پیشنویس تفاهمنامهی ایران و امریکا آمادهی امضا است اما ترامپ برای تأیید نهایی چند روز زمان خواستهاست.
کابل ۲۴: تردید ترامپ بیانگر موقعیت دشواری است که وی در آن قرار دارد. رئیسجمهور امریکا میان دو انتخاب ماهیتاً متضاد، حاشیهی مانور اندکی دارد: کاهش قیمت نفت در امریکا و آماده شدن برای انتخابات میاندورهای کنگره در نوامبر از یک سو و محدود کردن برنامهی اتمی ایران از سوی دیگر.
پیشنویس مذاکرهشده بیشتر بر بازگشایی تنگهی هرمز متمرکز است و مذاکره بر سر برنامهی هستهای را به مرحلهی دوم موکول میکند. مطابق آن، ایران در عرض یک ماه تنگه را بازگشایی میکند و در عوض از برخی معافیتهای تحریمی بهرهمند و محاصرهی بنادرش پایان مییابد.
این توافق در حکم مسکنی برای اقتصاد تحت فشار جهانی و اقتصاد بحرانزدهی ایران است. اما استخوان را لای زخم برجای میگذارد و عمدهترین مسائل مانند سرنوشت اورانیومهای غنیشده را لاینحل باقی میگذارد.
در حقیقت اصلیترین کارکرد آن بازگرداندن معادله به قبل از نه حوت و زمان آغاز جنگ است و به طور ضمنی به مزیت ژئوپولتیک ایران در کنترل تنگهی هرمز گردن مینهد.
طبیعتاً این چیزی نیست که بازهای حزب جمهوریخواه، دولت راستگرای اسرائیل و حتی برخی متحدان عرب آمریکا به آن خوشامد بگویند.
مهمتر از آن، پروپاگاندای ترامپ برای دستیابی به توافقی فراتر از برجام و بهتر از عملکرد اوباما زیر سؤال میرود.
احتمالاً ترامپ این دو سه روز زمان را برای اندیشیدن به این چالشها نیاز دارد.گزینهی بعدی او بازگشت به جنگ است که این هم محدودیتهای خاص خود را دارد. کاربرد نیروی زمینی و اشغال سرزمینی مطابق مدل عراق و افغانستان خط سرخ ترامپ است.
مضاف بر آن، جغرافیای ایران و مزیتهای ژئوپولتیک متعدد، از جذابیتهای آن برای هر نیروی اشغالگر میکاهد.
حتی میتوان گفت ترامپ برای رهایی از این تنگنا به یک صلح کامل با ایران از طریق تبدیل آن به اصطلاحاً بازیگری عادی هم میاندیشد.
اشارات روزهای اخیر او به لزوم پیوستن ترکیه و عربستان و پاکستان و ایران به پیمان ابراهیم موید آرزواندیشی بالاست.
ایران با درک محدودیتهای پیشگفته، علیرغم ضربات بزرگی که طی جنگ دریافت کرد، ادامهی تابآوری و ایستادگی را نوعی مسابقهی اراده میبیند.
نبردی که در آن به دلیل داشتن آستانهی تحمل درد بالاتر از رقیب، خود را در موقعیت مناسبتری میداند.همانگونه که اشاره شد، حاشیهی مانور ترامپ اندک است.
راه سومی که احتمالاً به آن میاندیشد و مطمح نظر طرف اسرائیلی نیز هست، تن دادن به نوعی معامله برای بازگشایی نسبی تنگهی هرمز و کاهش قیمت انرژی است.
کنترل تنگه اهرمی است که ایران را از دچار شدن به سرنوشت عراق دههی نود و تبدیل به دولت شکننده نجات دادهاست.
منطق استراتژیک ایجاب میکند که به آسانی این برگهی مهم را از کف ندهد.با این اوصاف میتوان گفت آنچه در این مرحله به دست میآید بازگشایی نسبی تنگه است.
اما آنچه میماند عزم امریکا و اسرائیل برای تبدیل ایران به دولت ضعیف از رهگذر فشارهای نظامی، اقتصادی و امنیتی و تصمیم تهران جهت افزایش اهرمهای بازدارندگی خود به شمول برنامهی هستهای است.
بر این اساس میتوان پیشبینی کرد که در کوتاهمدت وضع کجدار و مریز و نه جنگ و نه صلح کنونی ادامه یابد و طرفین وارد راند دوم بازی جوجه* شوند که برخلاف دور قبل بیشتر مبتنی بر استقامت و توان تحمل درد بیشتر است.
در این مرحله تابآوری اقتصادی نتیجهی نهایی را معین میکند.*دو راننده به سمت هم در یک امتداد با سرعت زیاد حرکت میکنند و یکی باید از مسیر خارج شود وگرنه هر دو با هم برخورد و کشته میشوند.
در حالتی که یکی از رانندهها خود را از مسیر خارج کند، آن راننده بازنده است و او را به خاطر ترسو بودن «جوجه» خطاب میکنند؛ و رانندهای که در مسیر باقیمانده بود برنده اعلام میشود.
صلاحالدین خدیو


