همهی چشمها به روز پنجشنبه دوخته شده؛ به احتمال قوی آخرین فرصت دیپلماسی و امیدها برای جلوگیری از جنگ. با این حساب از امروز ۷۲ ساعت طلایی زمان هست تا ایران و منطقه از یک مهلکهی ویرانگر بگریزند.
کابل ۲۴: پس از مهلت مذکور، فصل دیپلماسی با زبان آتش تمام میشود و غرش سلاحها جای گفتوگوهای سیاسی و مبادلات دیپلماتیک را میگیرد.آیا شانسی برای توافق وجود دارد؟ تقریبا به اندازهی شانس زنده ماندن در یک دوئل مرگبار.
جدا از شکاف بزرگ میان مواضع دو طرف، بازی آغاز شده بیش از اندازه حیثیتی شده و مستقیم به وجهه و اعتبار ایران و آمریکا گره خورده است.از نگاه دولت ایران، پذیرش خواستههای واشنگتن در مقیاس کنونی، نوعی خودکشی ملی و تهدید علیه هویت و موجودیت حکومت است.
طبعاً مرجح آن است که بهجای پذیرش چیزی که معادل تسلیم بیقیدوشرط است، گزینهی جنگ و برخوردی عاشورایی جهت نیل به «احدی الحسنین» انتخاب شود.یا ماجرا به نتیجهای مانند جنگ دوازدهروزه ختم میشود و یا دستکم در تاریخ جایگاهی معتبر و آمیخته با «نام مقدس مقاومت» بهدست میآید.برای طرف آمریکایی هم ماجرا به نوعی بنبست پیوند خورده، البته نه از جنس انسداد راهبردی که ایران با آن دستوپنجه نرم میکند. بلکه قسمی بنبست حیثیتی که آشکارا اعتبار و پرستیژ جهانی رئیسجمهور مغرور و خودشیفتهی آمریکا را تهدید میکند.اقرار ویتکاف به حیرت ترامپ از کوتاه نیامدن ایران با وجود تهدید معتبر نظامی، گویای این موقعیت شکننده و خجالتآور است.
ترامپ در آغاز ششمین سال فشار حداکثری به ایران – با احتساب دور اول ریاستجمهوریاش – لشکری عظیم و پروپیمان به منطقه آورده؛ در وهلهی اول برای ارعاب ایران و وادار کردن آن به امضای توافقی بهتر از برجام.کوتاه نیامدن ایران علیرغم ضرباتی که در ماه ژوئن متحمل شد، یک موقعیت خجالتآور برای ترامپ ایجاد کردهاست.
موقعیتی که شکست در آن اعتبار وی را در داخل و خارج خدشهدار میکند.اگر این لشکر عظیم بدون توافق یا جنگ برگردد، تصویر ترامپ به عنوان رهبری سرسخت و مردی که به وعدههایش عمل میکند، ضربهای جبرانناپذیر میخورد.
ریسک جنگ برای طرفین با درجات متفاوت بالاست. ایران در درگیری با یک ابرقدرت که دارای قویترین نیروی نظامی جهان است، شانس چندانی برای پیروزی ندارد. حتی یک نبرد فراگیر و بزرگمقیاس میتواند برای آن معادل تهدیدهای واقعی موجودیتی باشد.
برای آمریکا هم مخاطرهی تکرار داستان عراق و افغانستان و ورود مجدد به جنگهای بیپایان بالاست. یک پیروزی نظامی ولو سریع لزوماً به معنای بردی راهبردی و پایدار نیست.
هم پایگاه رأی ترامپ با جنگ طولانی مخالف است و هم زنجیرهی واکنشهای خواسته و ناخواسته هم ممکن است آثار منفی روی موقعیت بینالمللی آمریکا بگذارد.در حقیقت تردید ترامپ بیشتر از این باب است: چگونه میتوان بدون ورود نیروی زمینی، یک کارزار هوایی ترجیحاً محدود را با کمترین هزینه و تلفات و تبعات سیاسی به سرمنزل مقصود رساند.یحتمل استراتژیستها و مشاورانش هنوز پاسخی مقنع به این سؤال ندادهاند.
چه خواهد شد؟هرگونه خروج بدون جنگ از این بنبست، متضمن پیدایی راهحلی جادویی است که اجازهی اعلام پیروزی ولو نمادین را به هر دو سوی داستان بدهد.طبعاً بدون یک راه خروج سیاسی، جنگ به عنوان راهحل و گشایندهی بنبست و به تعبیری ادامهی منطقی سیاست، خود را مینمایاند.جنگ چگونه خواهد بود؟ با پیشدستی اسرائیل یا ابتکار عمل امریکا؟
به احتمال قوی ابتدا با حملات محدود و اجتناب از درگیری تمامعیار به قصد جابهجا کردن خطوط سرخ ایران آغاز میشود.از این لحظه به بعد مسئله به واکنش ایران و تبعات سیاسی و نظامی منوط میشود که عجالتا قابل پیشبینی نیستند.اما آنچه روشن است، پایان فصل صبر و انتظار در ساعات و روزهای آینده است، چه بهدست دیپلماسی و چه جنگی در آغاز محدود.
صلاحالدین خدیو


