هفته گذشته یک نامه دو نیم سطری فضای کشور را ملتهب کرد. نامهای که در آن تاکید شده بود دختران اجازه ورود به دانشگاهها را ندارند. دانشگاهها تعطیل شد، دختران خانهنشین شدند. با فاصله تنها چند روز از ممنوعیت تحصیل دختران، بار دیگر طالبان اعلام کردند که زنان اجازه فعالیت در موسسههای غیردولتی را هم ندارند.
طالبان از زمانی که دوباره قدرت را به دست گرفت، چندین قانون درباره زنان وضع کرده است. ابتدا اعلام کردند که همه باید از لباسهای بلند و پوشیه استفاده کنند. بعد ممنوعیت فعالیت زنان در سازمانها و نهادهای دولتی را اعلام و اجرا کردند. سپس حضور زنان در ورزشگاهها و محیطهای تفریحی مانند پارکها را ممنوع کردند. بعد از آن سراغ مکاتب رفتند و حالا بیش از یک سال است که دختران اجازه تحصیل در مقاطع بالاتر از صنف ششم را ندارند.
ندا محمد ندیم نوشت: «طبق دستور ملا هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان تحصیلات عالی برای دختران تا فراهم شدن فضای مناسب شرعی ممنوع است. به زودی یک برنامه درسی و محیط شرعی برای آموزش عالی با توجه به فرهنگ خودمان ایجاد خواهیم کرد. شهروندان نگران این موضوع نباشند.»
این دو تصمیم طالبان در فاصلهی اندک زمانی حجم کلانی از اعتراضات و واکنشها را بههمراه داشت.
هرچند فرمان ممنوعیت کار زنان در مؤسسات در چند روز اخیر توانست ممنوعیت تحصیل دختران در دانشگاهها را تحت تاثیر قرار دهد باعث شود تا این مهم دیگر تیتر اول روزنامهها و در محراق توجه سیاستمداران قرار نگیرد اما این فرمان همچنان به مثابه یک زخم کاری بر تن میلیونها شهروند عمل میکند.
یک کشور افسرده
بعد از دو تصمیم اخیر طالبان، فضای جمعی کشور افسرده و غمگین است. در فضای مجازی حرف، حرف زنان است و کار و مکتب و نان.
زهرا ۱۸ ساله و از بازماندگان انفجار مکتب سیدشهدا در غرب کابل میگوید: “کل مردم افسردهاست، مکاتب را بسته کردند گفتیم خیره کورسهای جبرانی میخوانیم حالا کورسها را هم بسته کردند. ما چه گناهی کردیم که نه حق تحصیل داریم، نه حق کار داریم نه حق سفر داریم فقط حق خانه ماندن داریم”.
زهرا میگوید بعد از آن روز که فرمان ممنوعیت تحصیل دختران صادر شد و کورس ها و مراکز آموزشی به روی دختران مسدود شد افسردهاست و ۷ کیلو وزن کم کردهاست.
زهرا میگوید از روزی که دیگر کورس نرفتم بیرون هم نرفتم و با هیچ یکی از هم صنفیهایم تماس نگرفتم آنها هم تماسی نگرفتند چون حال هیچکدام از ما خوب نیست. همه افسرده شدیم.
نجیبه، پرستو، ناردانه و ساره
به علاوه ساره، پرستو، ناردانه و شکوفه ۸ دختر دیگر در یک حولی در حومه شهر زندگی میکنند که ۹ تن از آنها در دانشگاهها درس میخوانند سه نفر دیگر محصل صنفهای ۱۰ و ۱۱ مکتب هستند که آمادگی و کورس زبان میخوانند.
پرستو ۲۰ ساله دوسال است که زمستانها را از نیلی دایکندی به کابل میآید و اینجا آمادگی و زبان میخواند.
پرستو میگوید: آن شب که فرمان ممنوعیت تحصیلات دختران در دانشگاهها صادر شد در حولی ما ماتم بود. هیچکس نان نخورد. اول همدیگر را بغل کردیم بعد از آن هر کدام در گوشهی نشستیم و گریستیم.
پرستو میگوید، دو روز بعد از آن همه در یک اتاق جمع شدیم که خداحافظی کنیم و به ولایات مان برویم. من پیشنهاد کردیم که بیایید دستهجمعی از افغانستان برویم و در یک کشور دیگر جابجا شویم و درس بخوانیم.
به گفته پرستو، اول از تصمیم من استقبال نشد ، خب طبیعی بود، پول نداریم، اکثر ما پاسپورت هم نداریم ولی زندگی در اینجا را هم خوش نداریم. بعد همه توافق کردیم که از هر طرق ممکن از افغانستان برویم. حالا همه در تلاش هستیم تا از اینجا کوچ کنیم و دو_سه هم جستجو و پیدا کردیم.
وقتی نان نباشد
طی دو فرمان طالبان زندگی میلیونها زن و دختر تحت تاثیر قرار گرفتهاست. واکنشهای تند و داغ زیادی علیه این دو تصمیم منتشر شدهاست اما هیچکدام کارساز و بهدرد مردم نخوردهاند.
لیندا توماس گرینفلد، نماینده امریکا در سازمان ملل، روز شنبه، ۱۰ جدی، این تصمیم طالبان را «خطرناک» و «ظالمانه» خوانده و خواستار لغو فوری آن شده است.
او در توییتی گفته است: «تصمیم طالبان برای ممنوع کردن زنان از مشارکت در تلاشهای بشردوستانه عواقب وحشتناک دارد.»
گرینفلد افزوده است که پس از تصمیم طالبان ۱۱.۶ میلیون زن و دختر از کمکهای حیاتی محروم شدهاند.
با آماری که خانم گرینفلد منتشر شدهاست بیش از ۱۱ میلیون زن و دختر در کشور از کمکهای حیاتی محروم شدهاست. هرچند اخیرا هیچ نهاد و چهرهی در باره ممنوعیت تحصیل دختران در دانشگاهها و مسدود شدن آموزشگاه های خصوصی چیزی نگفتهاند.
چوکیهای خالی
در چند سال اخیر در کنار بیش از دانشگاه و مکاتب خصوصی، ایجاد آموزشگاههای خصوصی پرکاربردترین نهادهای آموزشی بودند که در افغانستان ایجاد شدهاند.
در کنار خروج سود مالی خوبی این مراکز میلیون دختر و پسر نیز آموزشهای فنی حرفهای میدیدند.
اکنون با فرمان منع تحصیل دختران، بیش از نیمی از چوکیهای این آموزشگاه خالی شدهاند.
سید جاوید نجرایی، موسس یک نهاد آموزشی در کابل میگوید که بعد از منع دختران بالای صنف ششم، همه دختران به آموزشگاهها هجوم آوردند، ما تنها امید خانوادهها بودیم اما اکنون این ممنوعیت دامن ما را هم گرفت اکنون ورود دختران به کورسها و آموزشگاهها هم ممنوع شدهاست.
به گفته او، در صنفهای ما ۸۰ درصد از شاگردان دختران بودند ولی حالا تصور کنید چه شده.
نجرابی میگوید در آخر ماه قطعا با کمبود بودجه برای استادان مواجه میشویم.
به گفته نجرابی، خانوادهها وقتی آینده اولاد شان روشن نباشد در افغانستان نمیمانند، کار نیست، تحصیلات نیست، گرانی است. مردم از آینده فرزندان شان نمیتوانند بگذرند ناچارند مهاجرت کنند.
نسرین محمدی معلم در یک مکتب خصوصی میگوید شوهرش کارمند دولت بود که ۹ماه است بیکار است و تنها او هزینههای زندگی را تامین میکند میگوید: افراد طالبان وارد مکتب ما شدند و گفتند دیگر ورود زنان و دختران ممنوع است. من بعد از اینکه آنها رفتند ضعف کردم از اداره به شوهرم زنگ زدند آمد.
محمدی میگوید: حالا چکار کنیم، شوهرم بیکار من بیکار، ما سه سال قبل از ایران به وزن برگشتیم که اینجا خاک ماست ولی نه نان است نه کار، ما مجبوریم مهاجرت کنیم ولی کجا؟
