فرشتگان و مگس‌ها

نعمت فضلی در یک شب بسیار گرم و ملتهبِ تابستانی وقتی از دست‌شویی دوباره به اتاق خواب برگشت، به‌روی تخت‌خواب درکنار نادیه زنش گربه‌ای را دید که در وسط ران‌های سفید و گشادهٔ زنش آرام و باوقار چمباتمه زده است و با دم نازکش که در هوا می‌رقصید، در پیچ‌وتاب‌های.

Read More

هانا آرنت به زبان ساده

امروز سالگرد تولد هانا آرنت، فیلسوف سیاسی آلمانی تبار است. خب می‌شود حالا خیلی لفاظی کرد و قلمبه سلمبه گفت اما می‌شود فلسفه را خیلی ساده و لذتبخش هم فهمید بنابراین تصمیم گرفتم به اختصار برای تان بگویم هاناآرنت برای خشونتی که این روزها جهان و ذهن مان اشغال کرده.

Read More

فیلم The Creator؛ بهترین یا بدترین فیلم علمی تخیلی سال؟

به‌نظر می‌رسد سینما از کانسپت داستان‌های بقامحوری که دار مدار یک منجی و برگزیده می‌چرخند اشباع شده است. در چنین شرایطی این دست‌آثار برای خاص‌شدن و مورداقبال‌قرارگرفتن به چیزی فراتر از استنداردهای بصری نیاز دارند. به خلاقیتی داستانی نیازمندند که وجه تمایزشان باشد. “The Creator” یقینا هرچه که هست، فاقد.

Read More

در باره‌ی فیلم جامعه برفی Society of the Snow

تیم راگبی شیلی که برای یک مسابقه بین‌المللی در حال پرواز بود، بر اثر یک سانحه در کوه‌های آند سقوط می‌کند… این خط اصلی داستانی فیلم «جامعه برفی» است. اول‌بار در دوران مکتب بود که ماجرای واقعی و تکان‌دهنده سرنشینان این هواپیما را خواندم بنابراین هنگام‌ تماشای فیلم آنچه برایم.

Read More

خشمِ از ندانستن و ادبِ دانستن

ژاک لکان، روانپزشک و روانکاوی است که در زمره موثرترین متفکران بر فلسفه جدید به ویژه در فرانسه جای می‌گیرد. او‌در حال بسط و شرح دیدگاه خود است اما این سخنان بر یکی از مستمعین گران می‌آید شاید بنا بر همان منطق راسل ‎که می‌گوید: کابل ۲۴: «گزارش فردی با.

Read More

معرفی فیلم من کاپیتان هستم

دوستی دارم که بر فیلم‌های مورد علاقه من، نام عجیبی گذاشته است:« فیلم‌های خر، پیرمرد، جاده!». منظور او این است که در همه این فیلم‌های ملال‌آور، این سه عنصر هستند. کم‌وبیش درست می‌گوید اما همه فیلم‌های مورد علاقه من این شکلی نیستند، خر و پیرمرد و جاده هم اگر داشته.

Read More

کوتاه و پراکنده دربارهٔ شب

از لحظه‌های روز که آدمی دلش می‌خواهد «آشنا»یی در کنارش باشد، لحظه‌ای‌ست که روز دارد می‌رود، و «شب» به‌زودی درمی‌رسد. در سایر لحظات می‌شود غریبه‌ بود، غریبه ماند و، در حدودِ طاقت بشری، خشنود بود. به قول بارت: «غریبه بودن ناگزیر و ضروری‌ست، جز وقتی که غروب از راه می‌رسد».

Read More

همسایه صدای تو… | سید رضا محمدی

ای کاش آشنای تو باشم تمام عمر همسایه صدای تو باشم تمام عمر خاکی شوم که صفه شهر توام کنند آنگاه زیر پای تو باشم تمام عمر شهری شوم که جز تو نبیند کسی مرا منظور چشم‌های تو باشم تمام عمر شهری که کس قدم ننهد جز تو در دلش.

Read More

در باره‌ی فیلم جاماندگان (The Holdovers)

همه آدم‌ها در برهه‌هایی از زندگی خودشان احساس جاماندن یا طرد شدن دارند. برای برخی آدم‌ها این احساس مختص یک برهه نیست و شاید تا آخر عمرشان چنین احساسی را با خودشان به این سو و آن سو بکشند. این احساس واقعی باشد یا از بدبینی، می‌تواند ناشی از قضاوت‌ها،.

Read More

نقد و بررسی فیلم «Past Lives»

“زندگی‌های پیشین” یک قلم‌زنی خام‌دستانه، اما امیدوارکننده است. بگذارید دریچه ورود به تحلیل فیلم، تشریح همین عبارت بالا باشد که اتفاقا غلط‌انداز است. احتمال قریب به یقین، حتی کسانی که فیلم زندگی‌های پیشین دوست داشته‌اند نیز روی یک موضوع با مخالفین فیلم اتفاق نظر دارند و آن این است که.

Read More

راینر ماریا ریلکه و شاعران جوان

“عمری – و اگر بشود عمری دراز – انتظار کشید و حس و حلاوت را گرد آورد و سپس در آخر کار شاید بتوان ده مصراع نیکو سرود. چون شعر آن گونه که مردم می‌پندارند احساسات نیست ( احساسات بسیار زود بروز می‌کند) بلکه تجربه است. برای سرودن یک بیت.

Read More

یک قصه‌ی کوتاه از کی‌یر کگوری!

خاطرات فراوانی در وجود مان به طرز فراموش ناپذیری ریشه می‌دواند. می‌دانیم تورم روند افزایند‌ه‌ای نامنظم و افزايش قیمت‌ها در اقتصاد است. ما در زندگی شخصی مان هرچند گاهی تورم و افزايش نامنظم خاطره داریم‌. کابل ۲۴: خواندن و نوشتن به ما این امکان را می‌دهد تا زندگی مان را.

Read More