با حملات موشکی امشب ایران به اسرائیل، آتشبس شکنندهی موجود بیش از پیش بیاعتبار شد. براساس آنچه تاکنون شاهدیم، پاسخ ایران بیش از یک حملهی نمادین است.
کابل ۲۴: رگبارهای موشکی کمتعداد اما متوالی به سوی اسرائیل پیامی خاص دارد.به نظر میرسد تعداد نسبتاً کم موشکها در هر رگبار بهخاطر کمکردن احتمال اصابتها و نمایش واکنشی همسطح با حملهی امروز به ضاحیه است.
اما پرتاب موجهای متوالی و از پایگاههای پراکنده در سراسر کشور بر آن است که این پیام را برساند که ظرفیت موشکی ایران مانند دوران قبل از جنگ دستنخورده و پابرجاست.
بعید است که اسرائیل ساکت بنشیند و واکنشی نشان ندهد. حملهی موشکی حتی بدون اصابت و تلفات به منزلهی تحمیل معادلهی جدیدی به تلآویو و زیر سؤال رفتن بازدارندگی آن است.
پاسخ احتمالی اسرائیل همزمان با دو چالش روبهروست. نخست ترمیم بازدارندگی و بازترسیم ادراک استراتژیک تهران و دوم حرکت در چارچوب ملاحظات امریکا مبنی بر پرهیز از بازگشت به جنگ تمامعیار.پویاییهای این دو هدف متضاد، تعیینکنندهی نوع و سطح واکنش اسرائیل خواهد بود.
هنوز روشن نیست که شعلهور شدن مجدد درگیریها چه ارتباطی با مبادلات سیاسی روزهای اخیر دارد. آیا بازتابی از بنبست دیپلماتیک جاری است؟
اگر اسرائیل به حملات امشب ایران جواب دهد، بدون همراهی آمریکا خواهد بود یا نه؟اگر به احتمال قوی بدون دخالت مستقیم امریکا باشد، آیا ایران تنش را به تنگهی هرمز و کشورهای عرب خلیج فارس میکشاند؟
اگر ایران از تشدید تنش در جنوب خودداری کند، از یک اهرم فشار مؤثر برای کنترل اسرائیل محروم میشود.اگر هم مطابق الگوی روزهای اخیر عمل کند، با خطر فروپاشی کامل آتشبس نیمبند کنونی مواجه میشود.
قضیه خیلی شبیه جنگ فرسایشی مصر و اسرائیل در فاصلهی مارس ۱۹۶۹ تا اگست ۱۹۷۰ شدهاست. یک درگیری نصفه و نیمهی ۱۸ ماهه در امتداد دو ساحل کانال سوئز، اما پرتلفات و خونین و در مواردی همراه با حمله به زیرساختهای حیاتی مصر در عمق خاک آن.نبرد فرسایشی میانپردهای طولانی میان دو جنگ تمامعیار اما کوتاه جون ۱۹۶۷ و اکتبر ۱۹۷۳ بود.
اگر نه همین حالا و به این زودیها، اما تمام شواهد حاکیست که احتمال بازگشت به جنگی تمامعیار، هرگز گزینهای دور از ذهن نیست.
صلاحالدین خدیو


