از دل انتخابات اسرائیل، نتانیاهویی ضعیفشده اما سرسخت و مصمم بیرون آمدهاست. اپوزیسیون توانسته او را به چالش بکشد، اما ظاهراً به این آسانی نمیتواند از قدرت به زیرش بکشد. بیبی از عربهای اسرائیل، فلسطینیهای ۱۹۴۸، نیز سیلی جانانهای خورده است؛ اما بیآنکه از پا درآید، همچنان در میدان ایستادهاست.
خبرگزاری کابل ۲۴: گرگ زخمی اسرائیل اکنون با دو مسئله اساسی روبهروست: حفظ قدرت و تضمین جایگاهی ماندگار در تاریخ در آستانه بازنشستگی سیاسی که دیر یا زود سراغش میآید. سیاستمداری که زخم برداشته اما هنوز توان ایستادگی دارد، ممکن است برای بقا و جبران شکستهایش به رفتارهای پرخطرتر روی آورد. از همین رو، باید احتمال آن را جدی گرفت که نتانیاهو در پرونده ایران، جسورانهتر و تهاجمیتر از گذشته عمل کند. سیاست خارجی ملیگرایانه و جنگطلبانه، بهویژه در شرایط بحران داخلی، میتواند ابزاری برای تغییر دستور کار سیاسی، بسیج افکار عمومی و گریز از فشارهای داخلی باشد.
نتایج انتخابات، تشکیل دولت را با دشواری روبهرو کرده است. ظاهراً هیچیک از دو اردوگاه رقیب، بدون جلب حمایت فهرستهای عربی، از مسیر همواری برای تشکیل دولت برخوردار نیست؛ گزینهای که در شرایط سیاسی کنونی چندان محتمل به نظر نمیرسد. راه دیگر، توافق میان دو اردوگاه رقیب و تقسیم دوره نخستوزیری به دو دوره دوساله است.
در صورت تحقق چنین توافقی، نتانیاهو ممکن است برای تصدی نخستوزیری در دو سال نخست از موقعیت بهتری برخوردار باشد. حمایتهای دونالد ترامپ، همراه با تداوم جنگ و برجستگی اولویتهای امنیتی، میتواند به سود او عمل کند و استدلال مدافعان تداوم رهبریاش را تقویت کند.
سناریوی سوم، ادامه بنبست سیاسی و برگزاری انتخابات مجدد کنست است. در این صورت نیز نتانیاهو تا زمان تشکیل دولت جدید در رأس قدرت باقی میماند و ممکن است برای بهبود موقعیت انتخاباتی خود، بیش از پیش به نمایش قدرت نظامی و تشدید تقابل خارجی روی آورد.
در هر سه وضعیت، انگیزههای سیاسی نتانیاهو برای استفاده از پرونده ایران میتواند پابرجا بماند؛ هرچند شدت و جهت این انگیزهها به تحولات میدانی، محاسبات امنیتی و محدودیتهای داخلی بستگی خواهد داشت. از این منظر، خطر تشدید تقابل با ایران را باید جدیتر از گذشته دنبال کرد.
در سوی دیگر، انتخابات میاندورهای امریکا نیز میتواند بر این معادله اثر بگذارد. هرچند سازوکار سیاست داخلی آمریکا با اسرائیل تفاوت دارد، نزدیک شدن ترامپ به مقطع حساسی از حیات سیاسی خود – مانند نتانیاهو – ممکن است محاسبات او درباره ایران را تغییر دهد. اگر او احساس کند که فرصت چندانی برای تحقق اهداف منطقهایاش باقی نمانده، شاید به اقداماتی پرریسکتر روی آورد؛ بهویژه اگر تصور کند یک رویارویی نظامی میتواند میراث سیاسی او را شکل دهد یا جایگاهش را در تاریخ تثبیت کند.
مسئله اصلی، برهمکنش انگیزههای سیاسی واشنگتن و تلآویو با تحولات نظامی و دیپلماتیک منطقه است.
در مجموع، آنچه نگرانکننده به نظر میرسد، همزمانی دو روند است: نتانیاهویی که برای حفظ قدرت و بازسازی جایگاه خود به انگیزههای تازهای نیاز دارد، و ترامپی که ممکن است در مقطعی حساس از حیات سیاسیاش به دنبال ثبت دستاوردی بزرگ در سیاست خارجی باشد. تلاقی این دو روند میتواند خطر ازسرگیری جنگ علیه ایران را افزایش دهد؛ هرچند تبدیل این خطر به واقعیت، همچنان به محاسبات و تصمیمهایی وابسته است که نمیتوان آنها را قطعی دانست. اما یک نکته روشن است: نتیجه انتخابات اسرائیل نه تنها سایه جنگ را از سر ایران دور نکرد، بلکه چه بسا احتمال آن را افزایش هم داد.
صلاح الدین خدیو

