زنان و مسافرت‌های روزانه

پدرم مرا به خانه عمه‌ام برد تا بعد از مدت‌ها دیداری تازه شود. عمه از زمان عروسی دخترش بسیار بی‌تابی می‌کرد؛ بی‌تابی او زمانی بیشتر شد که دخترش راهی دیار غرب شد، تا در آنجا زندگی تازه ای را شروع کند. نویسنده: مسکا فیضی کابل‌۲۴: داماد عمه بیشتر از آنی.

Read More